تبلیغات
Javad Nekounam
Javad Nekounam
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکویی نبرند 
قالب وبلاگ
بلهههههههههههههههههههههههههههههههه و بمب حاجی ترکیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد



پس رفت و آمد های مشکوک چند روز گذشته جواد نکونام می شد این موضوع را پیش بینی کرد که پروژه پیوستن وی به با شگاه استقلال تهران مراحل پایانی خود را طی می کند .
به نقل از سایت رسمی باشگاه استقلال تهران جواد نکونام بازیکن ملی پوش باشگاه اوساسونا اسپانیا پس از چند فصل حضور موفق در سطح اول فوتبال جهان امروز ساعت 18 عصر با عقد قراردادی 3 ساله به باشگاه استقلال تهران پیوست . لازم به ذکر است که هنوز از مبلغ قرارداد این بازیکن هیچ جزییاتی فاش نشده است و مسئولان باشگاه استقلال تاکید دارند که سقف قرارداد را در مورد این بازیکن رعایت کرده اند . البته این قرارداد داخلی می باشد و قرار است شنبه با حضور نکونام و نماینده باشگاه استقلال این قرارداد در هیئت فوتبال استان تهران ثبت و رسمی شود .
منبع : سایت رسمی باشگاه استقلال تهران




[ یکشنبه 25 تیر 1391 ] [ 11:17 ق.ظ ] [ شیوا ] [ نظرات ]

سلاممممممممممممممممممممممممممم!!!!!!

حالتون خوبه ؟؟؟

خب الحمدلله ..........................!

منم خوبم ..............

توی این مدت که نبودم مشغول درس خوندن بودم و اصلا فرصت نکردم بیام ...

ولی غیر از درس توی ورزش هم خیلی پیشرفت کردم .........!

یه فوتبالیستی شدم ...! که نمیدونید ..!! الان فقط به تیم ملی فکر میکنم!

نه ولی از شوخی بگذریم استعداد خیلی خوبی توی فوتبال دارم هرچی مربی میگه سریع یاد میگیرم تازه یه مدت می خواستند باهام قرار داد ببندند که چون وسط امتحان های ترمم بود نشد ولی اگه خدا بخواد و باشگاهمون تیم داد اونجا میرم..........

آخه اصلا به فوتبال بانوان توجهی نمی شه ما توی استانمون یک دونه تیم هم توی لیگ برتر نداریم .

البته حالا لیگ برترمون همچین تعریفی هم نداره .............!

دسته یکم که دیگه نگو و نپرس............... سطح بازیها خیلی خیلی پایینه................!!

راستی دیدید وقتی تیم ملی بانوانمون باخت برای روحیه دادن بهشون یک میلیون دادن و چند وقت بعدش از مالزی 8 تا گل خوردند .......!!!!!!! 

حالا از غرغرای من بگذریم می رسیم به آقا جواد ...............................

اوساسونا در حال  سقوط به دسته یک است و شاید یک معجزه بتونه اونو نجات بده.........

آقا مسعودم که پاش شکسته و خانه نشین شده .........

وای راستی عید دو ماه پیشتون مبارک .......

امیدوارم سال خوبی و داشته باشید .........

منم برم تیم ملی .....................

چند روز پیش بازی والنسیا – اوساسونا رو دیدید جواد خیلی خوب بازی کرد این بشر همیشه تاثیر گذاره ..

چند وقت قبلش رو چی بازی بارسلونا- اوساسونا رو میگم اونجا هم جواد خوب بازی کرد مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه کارت زرد هم گرفت !!  راستی  یه صحنه دوربین رفت توی تماشاچیا و پویول و پیکه ونامزد پیکه رو نشون داد حالا نامزد پیکه کی هست اگه میدونید که هیچی اگر نمی دونید باید بگم اون شکیرا خواننده ی معروف کلمبیایی هستش ..........

من هم شکیرا رو دوست دارم و هم پیکه رو به پای هم پیرشن

اینم یه عکس ازشون ......

 

 

خب دیگه چه خبری هست ......... آهان حالا می رسیم به استقلال

خب مثل اینکه بازم سپاهان میخواد قهرمان بشه و حق استقلال رو ازش بگیره  ولی خب طوری نیست نایب قهرمنی هم خوبه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

استقلال که فکر نمیکنم از این مرحله از جام باشگاه هاآسیا سعود کنه مگر با معجزه ...!!!!!

راستی باز ی پریشب استقلال – السد قطر رو دیدید ...پرویز مظلومی رو چی ؟؟؟ سیبیلاشو چی ؟؟

خب ندیدید دیگه چون دیگه  سیبیل نداشت ..

آ چقد تغییر کرده بود !!!!!    بد نشده بود بهش میاد!!!!

 

 

خب دیگه خیلی حرف زدم میخواستم اونایی رو که در ورزش دوستشون دارم رو بهتون معرفی کنم

صدرجدول مال آقا جواد کسی هم جاش رو نمی تونه بگیره چون فاصله اش با رغبا خیلی زیاده

دروازه بانی که دوست دارم سنگر بان اول تیم ملی هستش ....

بین فوتبالیست های خارجی هم فابرگاس رو دوست دارم .....

 

در فوتسال اول و آخر از نظر من وحید شمسایی که رو سفیدمون کرده ............

 

توی تکواندو آقا هادی حرف اول رو میزنه

تموم ورزش ها رو دوست دارم ولی ورزشکار خاصی مد نظر م نیست

خیلی خب اینم از این دیگه زیادی مختون رو خوردم دوستتون دارم برام نظر بذارید یادتون نره

درآخر هم چند تا عکس از آقا جواد براتون میذارم

 

 

 

 

 

بای بای


[ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 ] [ 03:36 ب.ظ ] [ شیوا ] [ نظرات ]

سلام دوستای گلم امیدوارم حالتون خوب باشه !!!

ما هم بد نیستیم شکر پروردگار روزامون می گذره !!!

راستی جدیداً فوتبالسیت شدم !

خیلی خوشحالم !

بعضی اوقات پستم مهاجمه بعضی موقع ها هم هافبک میانی هستم به افتخارم دست بزنید !!

سانترهای خوبی می کنم کرنر هم خوب می زنم ولی چه فایده ای دخترا می ترسند کله بزنند البته بعضی اوقات حق رو بهشون می دم خودمم دو بار کله زدم تا خونه سرم درد می کرد دیگه از اون روز سرم رو خم می کنم البته در مواقعی که زیاد مهم نباشه !

خیلی خوبه دیگه ، به شما هم توصیه می کنم برید فوتبال چون خیلی با حاله !!

ما که فقط می خندیم ادای فوتبالیست های حرفه ای رو در میاریم اونجا فقط تفریح و خنده است !

چند روزم هست پیشنهاد کردم بچه ها برند عکس باباجونشون رو ، رو لباساشون  چاپ کنند تا هروقت که گل زدند لباساشون رو بزنند بالا  !!!

تازه از همه مهم تر اینکه مربی جان به من کاور آبی می ده با شماره ی 8 ، شماره ی جباریه !!!

آهان حالا بریم سراغ آقا جواد !!

ازتیم المپیاکوس یونان پیشنهاد داره !!

شنیدم تیم خوبیه همش تو لیگ قهرمانان حضور داره و جدیدا جزء هشت تیم برتر بوده همش هم تو یونان قهرمان لیگ می شه !!
اینا خوبه مخصوصاً قیمت پیشنهادی یک میلیون و چهارصد هزار یورو خب آدم وسوسه می شه ولی به نظرتون با لیگ اسپانیا قابل مقایسه است من که دلم می خواهد برادر نکونام اوساسونا بمونه یا اوساسونا نه یه تیم دیگه اسپانیا که خودشون هم گفته بودند که پیشنهاد دارند خب ما دلمون رو خوش کردیم سالی دوبار هم که شده بازیهاشون رو از تو تلویزیون ببینیم !!

از اینا بگذریم ایشون خودشون عاقل هستند و هر چی صلاحه رو انتخاب می کنند !

چند وقت پیش خواهرم اومد خونه گفت یک مجله با نکونام مصاحبه کرده عکس جلدش با لیلا اوتادی انداختند ما هم سرخ شدیمو غیرتی بهمون بر خورد گفتیم یعنی چه معنی داری این دو نفر با هم عکس انداختند !!

ولی دوستم زنگ زد و گفت که من مجله رو برات خریدم و............................... حاالا من براتون اون رو نوشتم .......................

خودتون بخونید ببینید از چه قراره ............................

***

قرار بود که یک فوتبالیست با یک چهره خانم هنری با هم در باره این که فوتبال و جام جهانی آن در این ایام در خانواده ها و روابط افراد چه تاثیری دارد حرف بزنند .یک چهره زن به این خاطر در نظر گرفته شده بود که نماینده قشر زنان جامعه باشد که ما ، مخالف جام جهانی فوتبال هستند . باور که نه، آنچه که در نظر گرفته ایم آن است که وقتی مردان ، تمام وقت خود و فضای خانه را مهیای فوتبال می کنند و دیگر بساط سریال های تلویزیونی این طرف و آن طرف آب تعطیل می شود، لابد به مذاق خانم های خانه خوش نمی آید و اگر زورشان نرسد کانال را عض کنند، لا اقل دعا خواهند کرد ریشه فوتبال کنده شود .( البته خانم ها حتما زورشان می رسد که جام جهانی را بخاطر آنچه خود می پسندند تعطیل کنند . اما آنها این کار را نمی کنند چون این جام بچه ها را هم جذب مب کند ووقتی که پای کوچکتر ها به وسط کشیده می شود ماجرا عوض می شود)  خلاصه اینکه تلقی ما یان بود که زنان علیه جام جهانی هستند و به این خاطر به نمایندگی از آنان از یک چهره زن هم دعوت کردیم که در این گفتگو با کامل ترین ستاره حال حاضر فوتبال ما باشد . اما خیلی زود متوجه شدیم که این پروژه ما ، اقلا در این گفتگوی دونفره به سر انجام مورد نظر ما نمی رسد.

شاید به خاطر موضع جواد نکونام  هم لود که ماجرای تضادی که می خواستیم ایجاد کنیم  این قدر زود مسیر عدم موفقیت رو  درپیش گرفت .

نکو یک فیلم باز حرفه ای !

آقا جواد  یعنی آنجا واقعا فیلم ایرانی می بینی یا به خاطر تعارف می گویی؟

جواد نکونام  : بله وقتی که می آیم اینجا فیلم ها را تهیه می کنم و با خودم می برم ، آنجا وقتی که کاری ندارم فیلم های ایرانی میبینم .

اوتادی : واقعاً ؟!

جواد نکونام  : اصلا هم فیلم خارجی نمی بینم ، فقط فیلم های ایرانی می بینم .

پیگیر فیلم ها هم هستید ؟

جواد نکونام: بله دنبال فیلم ها هستم . یک سایت هست که فیلم ها را می توانم از آن دانلود کنم . آنجا سرعت اینترنت بالا است ؛ به  همین خاطر راحتر می توانم فیلم ها را بگیرم . بنا براین قبل از آنکه این فیلم ها آینجا منتشر شود ، آنجا از روی اینترنت می بینم .

این چیز ها را به خاطر خانم اوتادی نمی گویی؟

جواد نکونام: ( خنده ) نه . راست می گویم .

ما باور نمی کنیم ، پس مجبوریم امتحان بگیریم . آخرین فیلمی که دیدی چه بود ؟؟

جواد نکونام : فیلم جدیدی که با آقای پور سرخ بازی کردند را ندیدم ، اما تعریفش را شنیدم . من cd فیلم ها را از این جا تهیه می کنم و می برم . مخصوصا وقتی بازیگران خوب قدیمی یا بازیگران خوب جدیدمان در آن حضور داشته باشند .

خانم اوتادی عقب افتادید ، شما هم الان باید از فوتبال بگویید ، یعنی مجبورید .

اوتادی : چرا مجبور باشم ؟ من فوتبال را دوست دارم و خیلی وقتها هم فوتبال می بینم ، به خصوص بازی های ملی را . یعنی تقریبا اکثر بازی های ملی را می بینم و  بازی آقای نکونام را هم در تیم ملی دیده ام .

باشگاهی چطور ؟

اوتادی: همه بازی های پرسپولیس را میبینم و  البته استقلال را هم می بینم و همین طور استیل آذین و تیم های خوب دیگر را .

جام جهانی چطور؟ آیا الن خودت را برای جام جهانی آماده کرده ای ؟

اوتادی : بله قطعا ، فکر می کنم الان همه ما داریم خودمان را آماده می کنیم برای بازی های جام جهانی .

حتما اگر برای بازی های جام جهانی هم آمادگی داشته باشی ، مطمئناً آخرین بازی جواد نکونام یادت نیست ؟.

اوتادی : حتماً دیده ام . ولی الان یادم نیست . من حتی چند تا از مصاحبه های آقای نکونام را هم  خوانده ام که به نظر جالب بود خیلی خوب صحبت کرده بود و کلا مصاحبه جذابی بود و دوست داشتم  اما آن بازی یادم نیست کدام است .

بازی با عربستان بود و آقای نکونام در دقیقه نود و دو گل زد این آخرین گل ملی ما بود . درست است آقای نکونام ؟ بعد از آن گل نزدی ؟

جواد نکونام: نه ، آن آخرین بازی ملی ما بود.

خانم اوتادی شاید خیلی در جریان ریز  اطلاعات فوتبالی نباشی، بنابراین به شما بگوییم که جواد نکونام دو ، سه سالی هست که ستاره اصلی فوتبال ایران است.

اوتادی : یعنی لیونل مسی ایران است .(خنده )

 نه چون مهاجم نیست و عقب تر بازی می کند . نمی شود با لیونل مسی مقایسه کرد . یک خبرنگار اسپانیایی که آمده بود ایران ، معتقد بود جواد نکونام از هر لحاظ یک شگفتی است ؛ هم بازیش و هم رفتار و تیپ و ظاهرش .

جواد نکونام:خیلی ممنون .

کی گفته خانم ها مخالف فوتبال اند

خانم اوتادی برداشت اولیه وکلی ما این است که وقتی جام جهانی شروع می شود . زنان ضد فوتبال می شوند .

اوتادی : نه! چرا؟؟ فکر نمی کنم این طوری باشد .

بهر حال ما اینطوری فکر می کنیم ، شاید به این خاطر که اکثر مردان در جو فوتبال قرار می گیرند.

اوتادی : شاید بخشی از زنان جلوی این قضیه موضع داشته باشند ، ولی این شامل همه خانم ها نیست .

 جواد نکونام : شاید در دوره های دیگری اینطوری باشد ، امِا در جام جهانی کمتر چنین چیزی اتفاق می افتد چون فکر می کنم آنها هم با علاقه فوتبال را پیگیری می کنند.

اوتادی : یکی از دوستان من که خانم است . رفته یک LCD بزرگ خریده تا بتواند جام جهانی را با لذت نگاه کند.

 جواد نکونام : فکر می کنم در جام جهانی تمام مردم جذب دبدن فوتبال می شوند ، البته شاید چون تیم ملی نیست کمی فرق کرده باشد با جام های قبلی ، ولی باز هم جلب توجه می کند .

شاید به این خاطر به این نتیجه رسیدیم که غالب زنان اینگونه هستند و اصولا فوتبال یک ورزش مردانه است .

 جواد نکونام : در ایران مردانه است ،  البته الان خانم ها در ایران هم فوتبال بازی می کنند .

ولی نسبت تعداد آقایانی که به آن می پردازند ، قابل مقایسه نیست .

اوتادی : به هر حال فرق میکند ، اما فوتبال در بین خانم ها هم طرفداران خودش را دارد . فکر می کنم  در سال های اخیر گرایش خانم ها به فوتبال بیشتر شده که این هم به خاطر ایجاد تیم فوتبال بانوان است و هم اینکه به هر حال فوتبال جذابیت های خودش را دارد.

 پامپلونا ؛ شهر کوچک اسپانیایی

جواد نکونام : شهر ما خیلی کوچک است که بیشتر از دویست هزار نفر جمعیت ندارد پامپلونا شهری است که با سبک زندگی و کلاس خیلی بالا ، اما یک شهر خیلی کوچولو . من به آنجا می گویم شهرک و این را به نسبت جایی که در آن زندگی می کردم یعنی تهران می گویم .

 

خوب به نظرم تا همین جا کافیه چون مصاحبه جالبی نیست!

وقتی جواد دتنها مصاحبه می کنه راحتر حرف می زنه ولی اینجا فقط اوتادی حرف می زنه .

ولی اگه دوست داشتید بقیه اش رو هم می ذارم !

خیلی قشنگ بود خوب دیگه زیادی شد .

التماس دعا داریم

 

خداحافظ


[ یکشنبه 3 مرداد 1389 ] [ 10:02 ق.ظ ] [ شیوا ] [ نظرات ]

سلام دوستان !

امیدوارم حالتون خوب باشه....................!

و امتحاناتتون رو خوب داده باشید ......................!!!!!!!!!!!

انشاالله .......................!!!!!!!!!

ما که امتحان فیزیکمون نجومی بود و بسیار سخت معلوم بود که سوالات  رو دبیر محترم از مریخ دانلود کرده بودند....!!!!!

و من هم بسیار عالی امتحان را خراب کردم بیچاره دوستان عزیز یکی یکی بلند می شدند برگه ها را سفید تحویل می دادند به امید این که شهریور جبرانش کنند ....................!ولی عجب امتحانی بود ...............!!!! ما هم نشسته بودیم و فرمول ارائه می کردیم ............................!

خب از این ها بگذریم این  فصل فوتبال هم به پایان رسید ..............!!!!

و اوساسونا با رتبه بسیار خوب دوازدهم لیگ را به پایان رسوند ..................!

تازه شنیدم توی بازی آخر باختند که هیچ .. جواد هم به همراه یکی دیگر از بازیکنان تیم از زمین اخراج شد ..... و کاماچو به شدت به داور اعتراض می کنند که چرا جواد را  از زمین اخراج کردی !

کلی به خواهیم حساب کنیم توی این فصل جواد سه چهار بار کارت قرمز گرفته و تازه یکبار هم، چنان تکلی زیر پای یکی از بازیکن نمی دونم کجا رفته که  بیچاره شش ماه خانه نشین شد ...

چقدر جواد آقا جوانمرد بازی کرده ................!!

توی این مدت هم مهم ترین بازیشون مربوط به بازی با رئال مادرید بود که بازی خوبی ارائه کردند ولی ..................نتیجه را 3-2 واگذار کردند فقط یادمه که 1 گل و گل پیروزی بخش رئال رو کریس رونالدو زد که خوشم اومد جواد چند بار باحال روش خطا کرد ....!

یه بازی دیگشون هم توی عید بود که بازی با بارسلونا بود متاسفانه کامل ندیدم فقط قسمت های جالبش که جواد به مسی راه نمی داد مسی می رفت جواد می زدش مسی میومد جواد می زدش ........!

راستی اون روز که تیم ملی با تایلند بازی داشت با دوستان شرط بستم که اگه جواد گل زد شیرینی بدم شانس ما جواد دقیقه 83 گل زد ما هم پریدیم بیرون با پدر گرامی شیرینی خریدیم .....!

پارسال هم همین طور شد در جمع دوستان نشسته بودم .... یکی میگفت اگه هادی گل زد من شیرینی میدم .... اون یکی می گفت اگه فرهاد گل زد من میارم ..... هرکی یه چیز میگفت .... منم پاشدم و با غرور گفتم اگه جواد گل زد من میارم

.................از شانس خوشگل ما جواد یه گل خوشگل زد ................! اینم یه مدلشه دیگه !!!!

استقلال

توی این فصل تیم عزیزم ( استقلال ) متاسفانه تمام جام ها را از دست داد و ما هم دلمون رو خوش کردیم که نایب قهرمان خواهیم شد ولی متاسفانه اون رو هم از دست دادیم .........  و به رتبه سوم جدول رفتیم و الان شاید به آسیا راه پیدا نکنیم .....چون یکی از سهمیه ها حذف شده ....... ولی ما هنوز امید داریم......... الانم که تیم رو هواست .........بدون مربی بدون مدیر عامل و این حرفا ........ مرفاوی که استعفا کرد و رفت مس کرمان ....امیدوارم اونجا موفق باشه چون خیلی دوستش دارم .... خبر دیگه این که جان واریو با قرارداد 2 ساله به سپاهان پیوست .... و سپاهان وسعش رو نداشت که اکبرپور رو که 600 میلیون می خواست بخره اکبرپور هم به استیل آذین پیوسته .....خبرش رسیده که وحید طالبلو و امیر حسین صادقی هم از مس پیشنهاد دارند و... حسین کاظمی و آرش هم از استیل آذین ....!              

اهان یادم رفت به نظر شما قطبی چرا جواد رو به تیم ملی دعوت نکرده......!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نکنه جواد مصدوم شده اخه پاش درد می کرد !!!!!!!!!!!!!!!

هرچی که هست امیدوارم کاپیتان تیم ملی کشورمون هر جا که هست سلامت باشه !!!!!!!!!!!!!!!!

دیگه سرتون رو درد نمی یارم ....

هرجا هستید سلامت باشید دوستان من ...

و اما برای تنوع براتون یه شعر بسیار زیبا از فروخ فرخزاد می ذارم....!!!!!!!!

از بیم و امید عشق ، رنجورم

ارامش جاودانه می خواهم

بر حسرت دل دگر نیفزایم

اسایش بیكرانه میخواهم

پا بر سر دل نهاده ، می گویم :

(( بگذشتن از ان ستیزه جو خوش تر

یك بوسه زجام زهر بگرفتن

از بوسه ی اتشین او خوش تر ))

پنداشت اگر شبی به سرمستی

در بستر عشق او سحر كردم

شبهای دگر كه رفته زعمرم

در دامن دیگران به سر كردم

دیگر نكنم ز روی نادانی

قربانی عشق او ، غرورم را

شاید كه چو بگذرم از او یابم

ان گمشده شادی و سرورم را

انكس كه مرا نشاط و مستی داد

انكس كه مرا امید و شادی بود

هر جا كه نشست بی تامل گفت :

او یك زن ساده لوح عادی بود !

می سوزم از این دورویی و نیرنگ

یكرنگی كودكانه میخواهم

ای مرگ از ان لبان خاموشت

یك بوسه ی جاودانه می خواهم !

                                                                     فروغ فرخزاد

منتظر نظراتتون هستم ...

خداحافظ....!


[ سه شنبه 11 خرداد 1389 ] [ 09:08 ب.ظ ] [ شیوا ] [ نظرات ]

  

 سلام به دوستای گلم امیدوارم حالتان خوب باشد .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سال جدید را به همتون تبریک می گم ...!

وامیدوارم سال خوب و پر از موفقیتی براتون باشه ...!؟؟

امروز داشتم مجله هامو زیرو رو می کردم چشمم به مجله ایده آل خورد که مصاحبه ی قشنگی رو با جواد نکونام انجام داده بود اگر نتونستید اون رو بخونید من براتون نوشتم..........................................!

 


روزی روزگاری بود که لژیونر های ایرانی در تیم های مختلف اروپایی نمایش خیره کننده ای داشتند . اما حالا چشم فوتبالدوستان ایرانی به ساق چند نفر محدود شده است و البته بیش از همه به جواد نکونام ، هافبک مقتدر اوساسوناکه در اسپانیا برای خود شهرتی به هم ده و از تیم های مختلف پیشنهاد دارد . از اخلاق کاپیتان تیم ملی زیاد شنیده بودیم اما تواضعی که او برای حضور در ایده آل به خرج دادمثال زدنی بود .غیرتی که نسبت به نام ایران داردبرای هر ایرانی می تواند مایه مباهات باشد و ما وقتی به این اطمینان رسیدیم که با هربار زنگ خوردن گوشی موباییلش پرچم سه رنگ ایران بر صفحه آن نقش می بندد .او درحساس ترین لحظه ها کنارهموطنانش ایستاده واین بزرگی اش را بزرگتر کرده است ..

اسپانیا بهتر از همه جا  

همیشه حتی قبل از اینکه به اروپا برم لیگ اسپانیا را خیلی دوست داشتم . همیشه دلم می خواست به فوتبال اروپا بروم. فوتبالی که همه تیم هایشان واقعا فوتبال بازی می کنند . می خواهد تیم بالای جدول باشد یا پایین جدول ، همه شان با یک فوتبال با کیفیت ارائه می کنند . برای خودم خیلی جالب بود که در این لیگ در هر سطحی بازی کنم چون تیم هایی را که فوتبال بازی کنند دوست دارم . مثلا شما انگلیس را ببنید ، آنجا یک فوتبال قدرتی و سریع را بازی می کنند ، ولی بیشتر کیفیت را در تیم های بالای جدول می بینید. من شخصا فوتبا تکنیکی را به فوتبال قدرتی ترجیح می دهم . پامپلونا شهری است که من در ان ساکن هستم در شمال اسپانیاست . شهری که در زمستان روزهای خیلی سردی دارد . سردتر از تهران . فرقش این است که پامپلونا نزدیک دریاست و هوا مرطوب تر است . کمی مثل شما خودمان است . شهر حدود چهل متر با دریا فاصله دارد .

شهر تاریخی بدون ایرانی

بزرگترین مشکل ام کوچک بودن شهر و غریبه بودن من بود . مشکلی که اوایل اقامتم در اسپانیا خیلی اذیتم کرد. من در تهران زندگی کرده بودم و پامپلونا فقط دویست هزار نفر جمعیت دارد . اما بعدا به این شرایط عادت کردم وحالا خیلی راحتم . در پامپلونا ایرانی های خیلی خیلی کمی هستند . یک خانواده هستند که یک مادر وپسر و دخترش هستند ، آقایی هست که خانمش اسپانیایی است و دانشجویی که جدیدا به این شهر امده است .  البته من و مسعود (شجاعی) هم هستیم . شهر اندازه اش کو چک است ولی از نظر تاریخی و فرهنگی خیلی شهر مهمی است . مثلا مشهور ترین مسابقات گاو بازی دنیا در ان شهر برگزار می شود . نقاط تاریخی زیادی دارد . نمی شود باشهر های کوچک ایران مقایسه کرد .                                                                                                                                                   توکه هیچ وقت در مراسم گاو بازی نبوده ای ؟ نه متاسفانه این مسابقات همیشه روزهایی برگزار می شود که من در تعطیلات در تهران هستم  .

علاقه ای هم نداری که باشی و ببینی ؟ چرا ولی به هر حال چون در تمام طول سال در گیر مسابقات هستم ،ترجیح می دهم تعطیلاتم را در ایران و در کنار دوستان و خانواده ام باشم .

می دانی که ارنست همینگوی نویسنده بزرگ آمریکایی یکی از مشهورترین داستان هایش را بعد از دیدن مراسم گاوبازی در پامپلونا نوشت و این شهر را مشهور کرد ؟ می دانی که در شهر یاد بود هایی برای او گذاشته اند؟ شنیده ام . البته هنوز نرفته ام ببینم ولی می دانم که چنین آثاری هست .

بیشتر در خانه ام و تلویزیون های ایران-شبکه جام جم را می بینم . اگر لازم باشد برای خرید بیرون می روم یا در خانه برنامه های تلویزیون را می بینم . اهل سینما رفتن هم نیستم . در ایران هم که بودم سینما نمی رفتم .فیلم را می گیرم توی خانه می بینم .

سفری نیستم

من زیاد اهل سفر نیستم . ایران هم که بودم بیشتر وقتم را در خانه می گذراندم . پامپلونا یک ساحل نزدیک داردکه حداکثر 45 دقیقه راه است . اما من نمی روم ؛ بعد از تمرین می آیم خانه و استراحت می کنم . صبح هایم از 8:30 شروع می شود ،9 سر تمرین می روم و یک بعد از ظهر برمی گردم . اگر بعد از ظهر تمرین نداشته باشیم.بقیه وقتم مال خودم است .جنوب فرانسه شهر خوشگلی هست به اسم ایبیزا که ساحل زیبایی دارد و تا شهر ما چهل دقیقه راه است.  بعضی وقت ها برای تفریح به این شهر فرانسوی می رویم . در اسپانیا سفر نمی روم . بعضی وقت ها به آلمان می روم . پای گردش هایم مسعود است . اما زیاد نمی شود سفر رفت چون هر روز باید سر  تمرین  باشیم .

در پامپلونا میدانی هست که به چهار زبان کلمه «سلام » را در چهار طرف آن نوشته اند . یکی از این سلام ها سلام خودمان است به ایرانی .

علاقمندان به ایران

اسپانیایی ها به دت مسائل ایران را دنبال می کنند . حتی شاید بگویم بیشتر از من . باورتان نمی شود ، یک بار برای مسابقه در اردو بودیم که  کاماچو ، سرمربی تیم آمد و به من گفت یکی از روحانی های ایران فوت کرده . گفتم :خبر ندارم . بعدا فهمیدم آیت الله بهجت را می گوید . فکر کنید که تا کجا پیگیرند . سال اول که من رفتم خیلی هایشان ایران را نمی شناختند . فکر می کردند یک منطقه بیابانی است . یک کشور عربی . بعد که دیدند ما عرب نیستیم و فارسی حرف می زنیم تعجب کردند . بعد از سه سال حضور ما در اسپانیا خیلی ها مطالعه می کنند و می خوانند و مسائل ما را دنبال می کنند .

منظم شده ام

مهمترین نکته در زندگی اسپانیایی من این است که می توانم فوتبال را در بالاترین سطح تجربه کنم . خیلی خوشحالم که فوتبال من در اسپانیا باعث افتخار خودم  و همه ایرانی هاست و حس می کنم دارم برای کشورم بازی می کنم . در ضمن این که فوتبال در اسپانیا بهترین شکل حرفه ای را دارد و همه چیز نظم و انضباط دارد و زندگی ام خیلی دقیق و با برنامه شده است .

در بازی اوساسونا با رئال پرچم ایران را می توانستی دست اسپانیایی ها هم ببینی . خیلی ها به من می گویند پرچم ایران بیاور ما می خریم .

بفرمایید کباب

آشپزی را یاد گرفته ام و می پزم و می خوریم . البته نه آن طوری که فکر کنید،در حد رفع گرسنگی . ولی خیلی چیزها درست می کنم . مرغ و برنج وهمه چیز . یکی از همسایه های مسعود شجاعی به یکی از بچه های تیم گفته بود همیشه از خانه اینها بوی غذای خوب می آید ! دعوتش کردیم وبه یک کباب مهمانش کردیم ، عشق کرد ! الان اسپانیایی ام خیلی بهتر شده . خواندن اش کاری ندارد ، فهمیدنش هم راحت است ، فقط حرف زدنش برایم کمی مشکل است .

رستوران های گران و پر حوصله

اسپانیایی ها خیلی زیاد می خورند و زیاد حرف می زنند . پامپلونا هم بخاطر رستوران هایش معروف است . کلا آدم های خوشگذرانی هستند . برای غذا دادن هم خیلی معطل می کنند . یعنی یک پیش غذا می دهند ، می روند تا نیم ساعت بعد تکه غذای بعدی را بیاورند کلا هم سه چهار ساعت می نشینند گپ می زنند و می خورند . اما ما که می رویم  رستوران  می خواهیم زودتر غذا را بخوریم ،تمام کنیم و برویم . حوصله مان سر می رود . غذا ها هم گران یک غذای خوب بخواهی بخوری کمتر از 30-40 یورو نمی شود .

پارتی بازی نیست  

در شهر با کسی رفاقت آنچنانی ندارم ، البته جز مسعود . در این شرایط همه چیز عادی و معمولی است و در سلام و علیک و خوبی و چطوری ؟ خلاصه  می شود . چیز خاص دیگری نیست . البته من ستاره شناخته شده تیم هستم و در یک شهر کوچک واقعا برخورد مردم خیلی صمیمانه است و احترام می گذراند . جوریست که حتی خیلی وقت ها کارم راحت تر راه می افتد . ولی به هر حال در اروپا اینطوری نیست که پارتی بازی باشد و بخاطر گل روی کسی کارش را زودتر و غیر قانونی راه بیاندازند. حتی اگر ستاره فوتبال باشی . اسپانیایی ها مپل ما ایرانی ها خیلی خونگرم اند اما سخت است که بخواهی با آنان رفاقت کنی .

لباس خریدن در سفر

در شهر یک فروشگاه بزرگی است که همه چیز دارد و نزدیک خانه ماست . اغلب خریدهایمان را ا این فروشگاه می کنیم . آنقدر به این فروشگاه رفته ایم که دیگر برای همه آشناییم . من لباسهایم را معمولا از همین فروشگاه می خرم . اگر بخواهم لباس خیلی خوب بخرم در سفر هایم آن ها را تهیه می کنم . یعنی یا وقتی می روم به آلمان و اینور و آنور . فرانکفورت شهر بزرگتری است و طبیعتا در شهرهای بزرگ تنوع لباس بیشتر است .

بهترین شهر پزشکی

شهر ما در اسپانیا مجهزترین و بهترین مراکز پزشکی را دارد و خیلی ها از مادرید برای درمان به پامپون می آیند . حتی نخست وزیر اسپانیا هم به انجا می آید . برای مثال بازیکن پرتقالی تیم ما بعد از ابتلا به سرطان کلینیک های پرتقال را گذاشت و در همان شهر خودمان درمان شد . اگرچه خدمات پزشکی هم خیلی گران است . من فقط برای چک کردن دندان هایم پیش پزشک رفتم 300-400 یورو که بیشتر از یک میلیون پول خودمان می شود خرج کردم.

اصلاح کردن گران تمام می شود

برای اصلاح موهایم در همان شهر به آرایشگاه می روم که خیلی هم گران است . یعنی اگر بخواهی هم کوتاه کنی و هم واکس و هم بقیه کارها ،یعنی اگر بخواهی یک کار کال انجام دهی 120-130 یورو برای هر برنامه باید بدهی .

فروشگاه لباس در آریا شهر

در آریا شهر یک فروشگاه پوشاک دارم که دست برادرانم است . اگر ببینند امکان و شرایطش هست می گویند گه آن را گسترش بدهیم و تعداد فروشگاه ها را بیشتر کنیم . من خودم به دنبال در آمد زایی به این شکل نیستم ولی اگر بچه ها بخواهند مخالفتی ندارم .

ازدواج فقط ایرانی

سال اول تنهایی پیرم کرد ولی بعد دوستش داشتم . وقتی تنهایی ، به همه چیز فکر می کنی . یکی از این فکر ها هم ازدواج است . مطمئنا دلم نمی خواهد یک همسر خارجی انتخاب کنم و حتما انتخابم ایرانی خواهد بود . اما درباره جزئیاتش ترجیح می دهم فعلا حرفی نزنم .

سریالها را از جام جم می بینم

یکی دو قسمت از سریال رستگاران را در همین مدتی که اینجا بودم دیدم که بچه ها معرفی کردند . دوستانم به شدت تعریف می کردند و پیگیر این سریال بودند وخیلی ها راس ساعت که میشد حتما پای تلویزیون می نشستند . با توجه به اینکه به اسپانیا بر می گردم سریال را که از شبکه جام جم خواهم دید که معمولا پخش آن با کمی تاخیر نسبت به داخل ایران شروع می شود . کلی هم فیلم و سریال گرفته ام که با خودم ببرم و آنجا ببینم . همه فیلم های که جدید آمداند گرفته ام و می برم .

از امیر جعفری تا مهدی رحمتی

ارتباطم با هنرمندها آنقدرها زیاد نیست . با امیر جعفری دوستم . با یوسف تیموری و چند نفر دیگر دوستی دارم . خیلی خوشحالم که پوریا پورسرخ را دیدم . در عوض با خیلی از بجه های فوتبال ارتباط دائمی دارم ؛ در تیم ملی باشیم یا نباشیم . مثلا مهدی مهدوی کیا ،هاشمیان ، مهدی رحمتی ، ستار زارع، حمید رجبی ، رودباریان ، و خیلی های دیگر که ایران باشم یا خارج باشم با آنها در ارتباطم . ولی وقتی اسپانیا هستم هر روز با خانواده ام تلفنی صحبت می کنم .

عاشق این هستم که مربی شوم . همین الان هم اگر تیم بدهند می گیرم . دلم می خواهد کلاس مربیگری بروم و فیلم های آموزشی را می بینم و مطمئنم که آینده ام مربیگری است .

 آرزویم : بازیکن سال آسیا

در فوتبال به همه چیزهایی که می خواستم رسیده ام و فقط دلم می خواهد بازیکن سال آسیا شوم که با شرایط فعلی که برای بازیکنان شاغل در اروپا گذاشته اند سخت است . خیلی خوشحالم که بهترین بازیکن اوساسونا شده ام و پیشنهاد والنسیا و ویارئال دارم . فکر می کنم اینها کار کمی نیست.

دوستان گلم این هم از مصاحبه سال خوبی داشته باشید ..................


ادامه مطلب
[ سه شنبه 10 فروردین 1389 ] [ 02:00 ب.ظ ] [ شیوا ] [ نظرات ]

 !!!!!!!! HELLO

شطورید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میدونم بازی تیم ملی روچهارشنبه دیدید و چه گل قشنگی نکونام زد!!!!!!!!

خب از اینا بگذریم می خوام مصاحبه مجله مینو با جواد نکونام رو براتون بنویسم ، البته عکس روی جلدشم خیلی قشنگه ، جواد دست بر گردن پوریا پورسرخ انداخته و لباس لیمویی رنگی رو پوشیده .................................

مصاحبه ............

*جواد کجا به دنیا اومدی ؟

○ شهر ری ، بعد از آن هم به فردیس کرج نقل مکان کردیم و من و پدرو مادرم همراه سه برادرم در آن خانه  زندگی می کردیم . پدرم در نیروی هوایی کار می کرد و مادرم خانه دار بود .

*هنوز هم کرج زندگی می کنی؟

○نه الان چند سالی است که به سعادت آباد آمده ایم .

*هنوز هم با بچه محل هات در ارتباط هستی ؟

○بله مگر می شود آنها را فراموش کنم ، هنوز هم خیلی وقتها که دلم می گیرد و هوایشان را می کنم پایم را میگذارم روی پدال گاز و یکراست میرم سراغ بچه محلها.....

*قدو وزنت چقدر است؟

○قدم 180ووزنم78 کیلو گرم

*در کدام تیم ها بودی ؟

○نفت ، سایپا، راه آهن ، پاس ، هما ،الوحده ، الشارجه ،

*درسخوان بودی؟

○دوران ابتدایی خیلی خوب بودم . دوران راهنمایی کمی ضعیف شدم و وقتی وارد دبیرستان شدم بیشتر وقتم را همراه با تیم های مختلف در اردو می گذراندم  با این حال توانستم دیپلم را بگیرم .

*تجدید می آوردی ؟

○بله

*بیشتر در چه درسهایی ؟

○ فیزیک و شیمی

* شخصیت های محبوب دوران نوجوانی تو جه کسی بوده ؟

○چون همه زندگی من فوتبال بود بنابراین سه هافبکی را که در سال 96 برای تیم ملی بازی می کردند خیلی دوست داشتم . منصوریان ،کریم باقری ، حمید استیلی .

*عجیب ترین سوالی که در آن دوران ذهنت را مشغول می کرد چه بود ؟

○چه سوال سختی می پرسید اگر من در دوران نوجوانی ام آنقدر فکر میکردم که حالا انیشتین بودم . یادم میاد آن وقتها که جعفر مختاری فر بازی میکرد من برای تماشای بازیهایش به استادیوم می رفتم و همیشه پیش خودم فکر می کردم هر کس فوتبالیست شود اسمش جعفر مختاری فر می شود یعنی اگر من هم بعدها فوتبالیست شدم به من می گویند جعفرمختاری فر .

*در دوران نوجوانی بیشتر چه رویایی داشتی ؟

○فوتبال و ماهیگیری ، دوست داشتم فونبالیست مطرحی باشم بیشتر بازی های ملی و باشگاهی را از نزدیک تماشا می کردم و به همین دلیل فوتبالیست شدن برام یک رویا بود .

*پس هدفت هم همین بود ؟

○بله ، بیشتر اهداف من به فوتبال ختم می شد .

*پدر و مادرت مخالفتی با فوتبالیست شدنت نداشتند ؟

○بیشتر دوست داشتند من درسم را ادامه دهم اما کو گوش شنوا !

*الان چی ؟از اینکه فوتبالیست شدی راضی هستند ؟

○خیلی زیاد  . اونها هدفشان پیشرفت و موفقیت من بود و زمانی که ای موفقیت را دیدند به یکی از حامیان اصلی من تبدیل شدند

*چرا ماهیگیر نشدی ؟

○ هستم الان هم ماهی میگیرم .

*بزرگترین ماهی که گرفتی چقدر بود ؟

○یکبار یک ماهی گرفتم که خیلی بزرگ بود آنقدر که چوبم شکست و قلابم را پاره کرد و در رفت .

*راستی متولد چه سالی هستی ؟

○من در 16 مهر سال 1359 بدنیا آمدم .

*پس متولد ماه مهری ؟

○بله من علاقه بسیار زیادی به مه مهر و فیلم ( متولد ماه مهر) دارم .

*حتماً تو مانند دیگر افراد متولدین این ماه فردی با انصاف ، متعادل ، خوش سلیغه ، و در عین حال هستی درسته !

○دقیقاً . البته کم حرف بودن را هم باید به خصوصیات اخلاقی ام اضافه کنید .

*در روز تولدت دوست داری چه چیزی را از چه کسی هدیه بگیری ؟

○راستش را بخواهید شخصش خیلی مهم نیست مهم اون کادویی است که از همه بزرگتر و خوشگل تر باشه ....(با خنده)

*بهترین هدیه ای که گرفتی چه بود؟

○یک جلد قرآن از یک دوست بسیار عزیزم.

*امسال وقتی داشتی شمع های تولدت را فوت می کردی چه آرزویی کردی؟

○اول سلامتی خودم و خانواده ام را از خدا خواستم بعد هم دعا کردم که بتوانم در فوتبالم پیشرفت کنم .

*جواد سوختگی شدید روی پاهایت همیشه ذهن ما را مشغول کرده . اما تو هیچگاه در این مورد حرفی نزدی ! نمی خواهی در این مورد چیزی بگی ؟

○اون موقع هشت سالم بود . اون روز من و برادر بزرگم مهدی تو خونه تنها بودیم . چراغ نفتی کوچکی برای گرم کردن داشتیم . مشغول بازی فوتبال شدیم در یک لحظه با چراغ برخورد کردم و چراغ برگشت و من سوختم . بلافاصله منو به بیمارستان منتقل کردند هفت ماه در بیمارستان بودم و پزشکان به کلی قطع امید کردند بودند . چون شدت سوختگی زیاد بود . آن روز ها همه برای زنده ماندنم دعا می کردند و شکر خدا بخیر گذشت.

*حالا که از این حادثه سخت جان سالم بدر بردی چه حسی داری ؟

○ خیلی خوشحالم ... من همه آن روزهای سخت را فراموش کردم و به این نتیجه رسیدم که پایان هر درد و رنجی می تواند خوشی باشد.

*بزرگترین تجربه ات از دوران نوجوانی ؟

○ یاد گرفتم در زمین های خاکی فوتبال بازی نکنم . زیاد گل کوچیک بازی کردن ضرر دارد .

*چی شد رفتی دنبال فوتبال ؟

○خوب وقتی بچه بودم عاشق دوچرخه سواری بودم ... ولی وقتی که با توپ آشنا شدم همه سعی و تلاشم خلاصه شد توی دنبال توپ دویدن ... تا اینکه یه روز به خود آمدم دیدم بدون توپ حتی یک لحظه هم نمی توانم زندگی کنم .

*نگفتی چند خواهر و برادر داری؟

○من سه برادر دارم خودم هم فرزند سوم خانواده هستم و متاسفانه از داشتن خواهر محروم هستم .

*جواد از زندگی در اسپانیا بگو ؟

○ من همیشه آرزو داشتم روزی در اسپانیا و در ورزشگاه نیوکمپ بازی کنم و حالا خیلی خوشحالم که به این آرزویم به این زودی دست یافتم . مردم اسپانیا در کل بسیار خونگرم و مهربان هستند . بچه های تیم هم به من کمک زیادی می کنند که در داخل و خارج خانه احساس راحتی کنم .

*برخورد مردم آنجا با تو چطور بود ؟

○ خیلی خوب . آنها در ورودم یک ماشین مدل بالا و یک خانه شیک در اختیارم قرار دادند .

* با دیگر بازیکنان چگونه ارتباط بر قرار می کنی ؟

○ من در حال یادگیری زبان هستم . اما در زمین همه حرف همدیگر را می فهمیم . در واقع فوتبال زبان خاصی ندارد به علاوه برخی بازیکنان انگلیسی صحبت می کنند .

*از شهر پامپلونا بگو ؟

○ یک شهر دنج و آرام با مردم مهربان . من مردم آنجا را بسیار دوست دارم درهر صورت آداب و رسوم و زندگی در آنجا با ایران بسیار متفاوت است در ابتدا من احساس تنهایی می کردم اما به تدریج خو گرفتم .

○همه چیز سریع اتفاق افتاد و آنچه آرزوی من است فوتبال بازی کردن و پیروزی است . من به کمک خدا قصد دارم به سرعت وتا حد ممکن سطح بازی ام را ارتقاء دهم

*چقدر تفاوت بین فوتبال ایران و اروپا وجود دارد ؟

○سطح فوتبال در اروپا بالا تر از آسیا است .از لحاظ تکنیکی در آنجا بازیکنان خوبی هستند ولی سرعت بازی نسبت به اروپا پایین تر است در اسپانیا فوتبال را بسیار فیزیکی بازی می کنند و بنابراین لازم است که با سرعت زیاد بازی کنی .

*در این فصل چه احتمالی را برای اوساسونا در نظر می گیرید ؟

○ ما با بد شانسی از لیگ قهرمانان حذف شدیم واکنون می خواهیم تا آنجا یی که امکان دارد در رده های بالاتر قرار بگیریم . من معتقد هستم هم اکنون بارسلونا بهترین تیم در لالیگا است .

*نظرت در مورد مربی اساسونا چیست ؟

○ زمان کمی است که با او کار می کنم ولی من معتقدم با او می توانیم موفق شویم و به پیروزی برسیم .

*اهل فال بینی هستی ؟

○ بی فال هم نیستم . اما خیلی خودم را در گیر اینجور مسائل نمی کنم .

*رابطه ات با آلبوم عکس چطوره ؟

○عالی . من عاشق دیدن آلبوم هستم . چون به نظرم هر عکسی برای خودش یک دنیا حرف دارد .

*توی زندگی از چه چیزی می ترسی؟

○از مرگ زود هنگام خودم و عزیزانم .

*از چی نمی ترسی؟

○از تنهایی و بی پولی .

*بدترین کتک زندگی ات را از چه کسی خوردی ؟

○در دوران مدرسه از مدیرمان . مدیر داشت سر صف برای بچه ها صحبت می کرد و من و چند تا از دوستانم هم داشتیم شیطنت می کردیم یکدفعه مدیر از پشت بلندگو اسمم را صدازد تا برم بالای سکو و...

*پس خیلی شیطنت داشتی ؟

○بله تقریباً.

*چه کاری در دوران نوجوانی انجام دای و از انجامش پشیمانی ؟

○یک گربه در حیاطمان بود از اول بزرگش کرده بودیم و پیش خودمان بود یک روز نمی دونم چرا دم گربه را گرفتم و بعد از اینکه چند دور چرخاندمش ، پرتش کردم به آسمان . وقتی مهدی برادرم دید که چکار کردم دنبالم کرد . من هم آمدم فرار کنم که با سر رفتم داخل پنجره ، شیشه شکست و هنوز جای بخیه های آن روز روی چانه ام مانده است .  

 

اینم از مصاحبه دیگه الان باید بریم درس بخونیم نظر یادتون نره و خداحافظ


[ یکشنبه 16 اسفند 1388 ] [ 03:15 ب.ظ ] [ شیوا ] [ نظرات ]

سلام من شیوا هستم یکی از طرفداران تیم ملی از جمله جواد نکونام امیدوارم که از این وبلاگ خوشتون بیاد . من قبلا خبرای آقا جواد رو از وبلاگ های دیگه می خوندم از جمله وبلاگ مهدیه جون که خیلی هم قشنگ می نوشت اما تصمیم گرفتم خودم هم بنویسم. این عکسایی که گذاشتم مال دورانیه که جواد نکونام موهاش بلند بود حالا یه چند تا موکوتاه هم میزارم .بفرما


[ سه شنبه 6 بهمن 1388 ] [ 01:39 ب.ظ ] [ شیوا ] [ نظرات ]

[ یکشنبه 4 بهمن 1388 ] [ 06:36 ب.ظ ] [ شیوا ] [ نظرات ]

زندگینامه جواد نکونام

جواد نکونام متولد۱۶ شهریور ۱۳۵۹ در شهر ری است. 81 بازی ملی دارد. 14 گل ملی به ثمر رسانده اس

جواد نکونام متولد۱۶ شهریور ۱۳۵۹ در شهر ری است. 81 بازی ملی دارد. 14 گل ملی به ثمر رسانده است. قدش 186cm است . وی در درتیم های پاس تهران، الوحده و الشارجه امارات بازی کرده است و درسال 2006 نیز در بین ده بازیکن برتر آسیا قرار گرفته است و در حال حاضر عضو باشگاه اوساسونا می باشد.وی اولین گل خود در این باشگاه را دز مقابل ویا رئال به ثمر رساند. نکونام در بیست و دوم دیماه سال 1379 و درحالیکه تنها 19 سال و 31 روزسن داشت، برای نخستین بار پیراهن تیم ملی کشورمان را در دیدار دوستانه برابر اکوادور برتن کرد و در حال حاضر بعد از مهدی مهدوی کیا و علی کریمی کاپیتان سوم تیم ملی ایران به حساب می آید.

ت. قدش 186cm است . وی در درتیم های پاس تهران، الوحده و الشارجه امارات بازی کرده است و درسال 2006 نیز در بین ده بازیکن برتر آسیا قرار گرفته است و در حال حاضر عضو باشگاه اوساسونا می باشد.وی اولین گل خود در این باشگاه را دز مقابل ویا رئال به ثمر رساند. نکونام در بیست و دوم دیماه سال 1379 و درحالیکه تنها 19 سال و 31 روزسن داشت، برای نخستین بار پیراهن تیم ملی کشورمان را در دیدار دوستانه برابر اکوادور برتن کرد و در حال حاضر بعد از مهدی مهدوی کیا و علی کریمی کاپیتان سوم تیم ملی ایران به حساب می آید.


[ یکشنبه 4 بهمن 1388 ] [ 06:22 ب.ظ ] [ شیوا ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام من شیوا هستم 20سالمه ..... این وبلاگ رو ایجاد کردم تا خبرهای آقا جواد رو به اطلاعتون برسونم ..امیدوارم شما هم از این وبلاگ خوشتون بیاد .....
کمی درباره ی خودم »»»»»»»»»
عاشق استقلالم ****
از تیم های خارجی هم فقط اوساسونا و رئال مادرید رو دوست دارم *****
از ورزشهای دیگه هم والیبال رو خیلی دوست دارم بازیکن مورد علاقه ام هم شهرام محمودی هست
خودمم فوتبالیستم...
این شعر رو هم خیلی دوست دارم!

اى جهان ریزه خوار خوان عطاى تو جواد
اى ز جود تو كرم گشته گداى تو جواد
من چه گویم به مدیحت كه به قرآن كریم
گفته در آیه ‏ى تطهیر خداى تو جواد
عاشر ماه رجب داد خدایت به رضا
كه تو راضى به حقى حق به رضاى تو جواد
گل لبخند به لبهاى پیمبر رویید
تا شنیدى خبر نشو و نماى تو جواد
گشت از یمن قدوم تو دل فاطمه شاد
كه على گفته جهانى به فداى تو جواد
محو از صحنه تاریخ شود واژه فقر
هر كجا خیمه زند جواد سخاى تو جواد
حاتم از لطف تو بیند نكند دعوى جود
اى بنازم به تو و قدر و بهاى تو جواد
عالمى گشت مصفا ز صفاى قدمت
اى صفا بخش دل خلق صفاى تو جواد

(در این شعر استعاره از جواد ، جواد نکونام است )
نویسندگان
نظر سنجی
از نظر شما در حال حاضر بهترین بازیکن تیم ملی کشورمان چه کسی است؟











آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

mouse code

كد ماوس